پسره به دوست دخترش ميگه: يه بوس ميدي تا با گرماي لبت سيگارمو روشن كنم؟ دختره ميگه: نميدم تا باسنت بسوزه و با آتيشش اونو روشن كني!
ادامه مطلب
يه بنده خدايي از ماه عسل بر ميگرده، ازش ميپرسن: خوش گذشت؟ ميگه: آره، خيلي! بهش ميگن: پس چرا زنت داره گريه ميكنه؟ ميگه: اينو يادم رفته بود ببرم!
از خدا ميپرسند: چرا اول مرد و بعد زن رو آفريدي؟ جواب مياد: شما هم اگه بخواهيد يه چيز بنويسيد، اول چرکنويس ميکنيد، بعد پاکنويس!
بقییش تو ادامه مطلب
ادامه مطلب
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط حامد
|
