تبليغاتX
آب هویج

آب هویج

تو این وبلاگ از شیر مرغ تا جون ادمیزاد پیدا میشه

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 4:17 بعد از ظهر  توسط حامد   | 

كشاورز پير در كنار گاو اهني فرسوده اش ايستاده بود و به مزرعه شخم نخورده اش مينگريست و همچنان منتظر بود .... چون گاوش داشت این جوکو  مي خوند 


ترکه و رشتيه تو جهنم هم ديگه رو ميبينن. رشتيه به تركه ميگه: تو چه جوري مردي؟ تركه ميگه:
والله من از سرما مردم، تو چه جوري مردي؟ رشتيه ميگه: ‌من از تعجب‌ مردم! تركه
ميگه:‌ يعني چي؟ چطوري از تعجب مردي؟! رشتيه ميگه: والله من رفتم خونه، ديدم خانم
لخت خوابيده رو تخت، زير تخت رونگاه كردم هيچكي نبود، تو كمد رو نگاه كردم،‌كسي
نبود، تو حموم، تو انباري، ‌تو دستشويي، خلاصه همه جا رو نگاه كردم ولي هيچكي نبود.
منم از تعجب سكته كردم مردم! تركه ميگه: خاك بر سرت! تو فريزر رو هم نگاه ميكردي،
نه تواز تعجب ميمردي، نه من از سرما!!!


به ترکه میگن چه قدر خری میگه حالا بابامو ندیدی

هفت به هشت می‌گه دومیلیون بهت می‌دم جات و با من عوض کن،هشت جواب می‌ده: من واسه مال دنیا لنگم و هوا نمی‌کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 4:54 بعد از ظهر  توسط حامد   |